**.....خانوم معلم مطالعات اجتماعی.....**

بارالها اگر فراموش کردم خدایی به بزرگی تو دارم؛تو فراموش نکن بنده ای به کوچکی من داری...

**.....خانوم معلم مطالعات اجتماعی.....**

بارالها اگر فراموش کردم خدایی به بزرگی تو دارم؛تو فراموش نکن بنده ای به کوچکی من داری...

**.....خانوم معلم مطالعات اجتماعی.....**

دوستان عزیز سلام

به وبلاگ خانوم معلم مطالعات اجتماعی خوش اومدید...

هدف از ساخت وبلاگ به اشتراک گذاشتن مطالب درسی مطالعات اجتماعی پایه هفتم،هشتم و نهم از جمله پاورپوینت فیلم آموزشی، نمونه سوال، بازی، معرفی کتاب و...به شما عزیزان است.لذا از شما دوستان خواهشمندم ما را در نزدیک شدن به اهداف برای بهبود وبلاگ و مطالب با نظرات سازنده خود یاری فرمایید.
با تشکر

بایگانی

۸ مطلب با موضوع «مطالب تاریخی درسی» ثبت شده است

🔹لیست پایتخت سلسله های ایرانی🔹

فهرست پایتخت‌های ایران در طول تاریخ:

ایلامیان: آوان و ایذه و شوش.

مادها: هگمتانه.

پارت‌ها: قوچان.

هخامنشیان: هگمتانه، شوش، تخت جمشید و پاسارگاد.

سلوکیان: سلوکیه و انطاکیه.

اشکانیان: صددروازه و ایذه و تیسفون.

ساسانیان: بیشاپور، تیسفون، شوشتر، کرمانشاه، کازرون

طاهریان: مرو و نیشابور.

صفاریان: زرنج.

علویان: آمل.

سامانیان: بخارا.

زیاریان: گرگان.

بوییان: شیراز.

غزنویان: غزنین و لاهور.

سلجوقیان: نیشابور، مرو، اصفهان، کرمان و همدان.

اتابکان آذربایجان: تبریز.

اتابکان فارس: شیراز.

اتابکان لر: ایذه و خرم‌آباد.

 قراختاییان: کرمان.

خوارزمشاهیان: گرگانج.

 ایلخانان: مراغه، سلطانیه و تبریز.

کرتیان: هرات.

مظفریان: شیراز، کرمان.

سربداران: سبزوار.

چوپانیان: تبریز.

جلایریان: تبریز و بغداد.

تیموریان: سمرقند و هرات.

اسماعیلیه: قزوین و الموت

 قراقویونلوها: تبریز.

آق‌قویونلوها: تبریز.

صفویان: تبریز، قزوین و اصفهان.

افشاریان: مشهد.

زندیان: شیراز، ملایر ،کرمان.

قاجاریان: ساری، تهران.

پهلوی‌ها: تهران.

جمهوری اسلامی: تهران.


دبیر مطالعات- عروجی
۰۹ دی ۹۴ ، ۱۹:۲۰ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳ نظر

                قزلــــباش ها                    

که بودند؟

از چه قومی بودند؟

در چه سلسله ای بودند؟


ادامه مطلب...

                               

دبیر مطالعات- عروجی
۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۸:۴۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

متن عهد نامه گلستان

متن عهد نامه ترکمنچای


دبیر مطالعات- عروجی
۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۸:۴۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

برمکیان 


از خاندان‌های ایرانی بودند که در دستگاه خلیفه‌گری عباسیان به قدرت فراوان رسیدند. تبار ایشان به گردانندگان بودایی معبد نوبهار در بلخ می‌رسید. برمکیان سرانجام به دست خود عباسیان نابود شدند .

نام آورترین فرد این خاندان ، خالد پسر برمک و فرزندش یحیی پسر خالد برمک بودند که در سده هشتم میلادی در شهر بغداد اعتبار بسیار یافته بودند.

ترجمه بخش بسیار مهمی از آثار ایرانی و حتی یونانی به زبان عربی مرهون کوشش‌های برمکیان بود.

در زمان هارون الرشید عباسی، تمام آنها را نابود کردند زیرا اداره بیش تر امور کشور دست آنان بود و فقط شاه یک مقام تشریفاتی داشت.

پدر خالد برمکی که برمک نام داشته پزشکی زبردست بوده و فرزند بیمار عبدالملک بن مروان خلیفه اموی را درمان نموده بود .

پایه گذاری قدرت برمکیان به دست خالد بن برمک صورت پذیرفت. وی که در سال‌های قیام خراسانیان علیه امویان، با عنوان فرماندهی در ارتش ابومسلم خدمت می‌کرد پس از پیروزی، به تشکیلات عباسیان وارد شد و به سرعت نمو یافت و پس از مدتی، وزارت و تصدی دیوان خراج نخستین خلیفه عباسی یعنی " سفاح " را برعهده گرفت و البته طرف مشورت منصور عباسی در بنا نهادن شهر بغداد هم بود.


 حکمرانی


اوج اقتدار خاندان برمک با انتخاب یحیی پسر خالد به کتابت و وزارت هارون در سال ۱۶۲ آغاز شد. در سال ۱۶۹ و به هنگامیکه مهدی عباسی، هارون را به فرمانروایی تمامی سرزمین‌های غربی قلمرو خویش برگزید، تمام امور این منطقه در دستان یحیی قرار گرفت و البته این یحیی بود که از استعفای هارون از جانشینی خلیفه به سود فرزند هادی، خلیفه عباسی، جلوگیری کرد و تا انجا بر این امر پافشرد که در سال ۱۷۰ هارون را بر تخت خلیفه گری نشاند .


دبیر مطالعات- عروجی
۱۸ آذر ۹۴ ، ۱۵:۴۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

برخی از نشانه های کینه توز بودن بیش از حد آقا محمد خان


ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﮐﺮﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺁﻏﺎﻣﺤﻤﺪﺧﺎﻥ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﺑﻮﺩ ،ﻭ ﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺯﻧﺠﯿﺮﯼ ﺷﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻟﻄﻔﻌﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺳﮑﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩ ﺯﺩﻩ، ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﭘﺴﺮ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ‏«ﻓﺘﺢ ﺍﻟﻠﻪ ﺧﺎﻥ ‏» ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﺩﺭﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺣﺎﺿﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﻧﺪ .


ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﻟﻄﻔﻌﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﯿﻨﻪ ﺗﻮﺯﯼ ﻫﺎﯼ ﺁﻗﺎﻣﺤﻤﺪﺧﺎﻥ ﻗﺎﺟﺎﺭ ﻣﻦ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﮐﺮﯾﻤﺨﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﺗﯿﺰﯼ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺱ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﻌﻄﻮﻑ ﺑﻮﺩ ﻗﺎﻟﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ !


ﺍﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺭﻭﻏﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﻭﻏﻦ ﻧﺎﻣﺮﻏﻮﺏ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﯾﮓ ﺭﻭﻏﻦ ﺟﻮﺵ ﺑﯿﺎﻧﺪﺍﺯﻧﺪ .


ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ : ﻣﻘﺎﻟﻪ ۲۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺟﻔﺖ ﭼﺸﻢ ، ﻓﺮﺵ ﻗﺮﻣﺰ ﺧﺎﻥ ﻗﺎﺟﺎﺭ


دبیر مطالعات- عروجی
۱۸ آذر ۹۴ ، ۱۵:۴۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

شکنجه ها و مجازات ها در دوره صفوی


 بسیاری از این شکنجه‌ها و مجازات‌ها ریشه در رسوم قبایل چادرنشین ترک آسیای‌میانه‌ای بود که از حامیان شاه اسماعیل صفوی بودند و او را در به قدرت رسانیدن یاری نمودند.

از جمله این رسوم که این حامیان وارد نمودند، زنده‌خواری دشمنان و استفاده از جمجمه دشمنان بعنوان جام بود.

در دوران حکومت صفویان دسته جلاد خام خوار وجودداشته‌است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده می‌خوردند.

گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور می‌دادند تا مجرمان را در جلوی چشمانش بدرند.

این دسته از آدم خواران که در دربار شاه عباس نگهداری می‌شدند چیک نام داشتند.

نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی می‌کردند و قربانیان را می‌خوردند.


از دیگر شکنجه‌ها و مجازات‌های دوران صفوی زنده زنده کندن پوست مجرمان و مخالفان و پرکندن پوست آنان با کاه و یا آویزان کردن مخالفان و انداختن آنان جلوی سگ‌های آدمخوار بود. همچنین کندن اعضای بدن مخالفین، ریختن سرب داغ در گلوی مجرمین، جوشاندن مجرمین در روغن جوشان، ریختن باروت در لباس مجرم و منفجر کردن آن از دیگر شکنجه‌های رایج در آن دوران بود .


شاردن ، جهانگرد فرانسوی، اینطور نقل کرده ‌است : روزی چند نفر را در نزد شاه صفی شمشیر می‌زدند . محمدتقی ، از اهالی گناباد ، که منجم دربار بود حضور داشت و برای این‌که وحشیگری‌ها را نبیند چشمانش را بسته بود. شاه صفی متوجه این موضوع شد و بلافاصله دستور داد تا چشمان محمدتقی را از حدقه درآوردند.



پیر قلی بیگ، فرستاده شاه عباس به روسیه پس از بازگشت به ایران به دستور شاه زبان از حلقش بیرون آورده شد و چشمانش از حدقه بیرون آمد .

نقل شده‌ است که به فرمان شاه اسماعیل دوم، بیشتر کسانی که در مراسم مذهبی سب شرکت داشتند به عنوان مجازات قطعه قطعه گردیدند.

همچنین با رعیت به مانند بردگان رفتار می‌شد و مطابق سیاست رسمی آنها حق ترک زمین‌های کشاورزی را نداشتند. زمین‌داران بزرگ شامل علما افرادی معمولا برای بازگردان کشاورزان فراری دست به دامان دولت می‌شدند و رعیتی که فرار می‌کردند مجازات می‌شدند.


دبیر مطالعات- عروجی
۱۸ آذر ۹۴ ، ۱۵:۴۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

چگونگی قتل آغامحمدخان قاجار 


آغا محمدخان قاجار که در نوجوانی اخته شده بود دوران رشدش را به عنوان یک فرد خنثی سپری کرده بود . به همین دلیل از زیبایی و برازندگی خیره کننده ی دوران کودکی اش هیچ نمانده بود . چهره ای بدون ریش , با پوست چروک و روحی متلاطم و افسرده . قطعا تحقیر و توهینی که از سوی همه ی مردم چون آواری بر سر او می ریخته هم در نابسامانی های روحی اش نقش مهمی داشته .


آغا محمدخان که فهرست بلند بالایی از وحشی گری ها و خشونت های بی مانند از خودش نشان داده بود به چهره ای ترسناک برای همه بدل شده بود . حتی نزدیک ترین نزدیکانش هم از او می ترسیدند .


قتل عام های گسترده , تپه ساختن از چشمهای بر آمده ی مردم کرمان و صدور دستور تجاوز به زنان آنها , کور کردن لطفعلی خان زند و تجاوز گروهی به او و بسیاری اقدامات خشونت بار دیگر از این پادشاه خود خوانده یک هیولای تمام عیار ساخته بود .


در چنین احوالی بود که سفر جنگی به قفقاز برای دستیابی به شهر شوشا پیش آمد 

( اسفندماه ۱۱۷۵ هجری خورشیدی ) 

شهر که به چنگ سپاه آغا محمد خان افتاد شاه قاجار هوس کرد تفلیس را هم فتح کند .


دو روز از فتح شوشا گذشته بود که صبح زود در هوای سرد اسفندماه قفقاز یک خربزه برای شاه آوردند ( از آنجایی که خربزه یک میوه ی تابستانی است خربزه ی یاد شده بسیار ارزشمند بوده ) .


شاه که واله و شیدای خربزه بوده بسیار شادمان شده و همانجا نیمی از خربزه را می خورد و نیم دیگر را روی میز به جا می گذارد تا شب که برگشت بقیه را بخورد .


دو نگهبان جلوی چادر با این تصور که این تکه خربزه پس مانده ی صبحانه ی شاه است آنرا نوش جان می کنند .


شب , پس از بازگشت , آغا محمد خان از این رویداد بسیار خشمگین می شود و چون آن شب , شب جمعه بوده به دو نگهبان وعده می دهد که سحر گاه شنبه هر دویشان را می کشد . از آنجایی که او مردی بسیار با اراده و جدی بوده و در صورتی که تصمیمی می گرفته حتما آنرا اجرا می کرده دو نگهبان یقین پیدا می کنند که صبح شنبه می میرند .


به همین خاطر نیمه شب شنبه به بالین شاه می روند و او را می کشند . شاه قدر قدرت و خونریز و بی رحم به همین سادگی به خاطر یک تکه خربزه کشته می شود .


منبع: شرح زندگانی من / تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه / نوشته : عبدالله مستوفی / نشر هرمس


دبیر مطالعات- عروجی
۱۸ آذر ۹۴ ، ۱۵:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

ﺟﺎﻡ ‏« ﮐﺎﺳﻪ ﺟﻤﺠﻤﻪ‏»


ﺟﺎﻡ ﺍﺧﺘﺼﺎﺻﯽ ﺷﺎﻩ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺍﻭﻝ ﺻﻔوی


ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﺷﯿﺒﮏ ﺧﺎﻥ ﺍﺯﺑﮏ ﺍﺯ ﺷﺎﻩ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺻﻔﻮﯼ ﺟﺴﺪ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﭼﮕﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺻﻔﻮﯼ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺣﮑﻢ ﻭﻻﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﺷﻮﺩ . ﺍﻣﯿﺮ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺧﻮﺍﻧﺪﻣﯿﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺛﻮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻣﺮﺩﺍﺭ ﺷﯿﺒﮏ ﺧﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﯼ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﻗﺰﻟﺒﺎﺷﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﯿﺮ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺗﮑﻪ ﺍﯼ ﮔﻮﺷﺖ ﻣﺮﺩﺍﺭ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺧﻮﻥ ﺍﺯ ﺳﺮﻭ ﮐﻮﻝ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ . ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﻫﻢ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺗﮑﻪ ﺍﯼ ﮔﻮﺷﺖ ﻧﺸﺪﻧﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﯼ ﮔﺰﺍﻓﯽ ﺧﺮﯾﺪﻧﺪ .

ﮐﺎﺳﮥ ﺳﺮ ﺷﻴﺒﮑﺨﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺎﻩ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺑﻪ ﺯﺭﮔﺮﺍﻥ ﻫﺮﺍﺗﯽ ﺳﭙﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻳﮏ ﺟﺎﻡ ﺑﺎﺩﻩ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ . ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻡ ﮐﻪ ﻣﻮﺳﻮﻡ ﺑﻪ ‏« ﮐﺎﺳﻪ ﺟﻤﺠﻤﻪ ‏» ﺷﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﺲ ﻧﺪﻳﻢ ﺩﺍﺋﻤﯽ ﺷﺎﻩ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺑﻮﺩ ، ﻭ ﺍﻭ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮﺵ ﺩﺭ ﻫﻤﮥ ﻣﺠﺎﻟﺲ ﻭ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﻣﻴﮕﺴﺎﺭﻳﺶ ﺑﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻡ ﻣﯽ ﻧﻮﺷﻴﺪ ﻭ ﻳﺎﺩ ﭘﻴﺮﻭﺯﻳﺶ ﺑﺮ ﺷﺎﻩ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﺳﻨﯽ ﺭﺍ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽﺩﺍﺷﺖ .


دبیر مطالعات- عروجی
۱۸ آذر ۹۴ ، ۱۵:۴۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر